شنبه، شهریور ۵

از بودن ها

از بودنت می کاهد
سیگار هایم
که از باشدم می کاهد

دوشنبه، مرداد ۳۱

برای چند سال قبلتر


سر ساعت دو
به وقت اخبار نیم روزیست
که ساعت دو می شود و
یکی می میرد و یکی دیگر
امضا می کند قراردادی را
به نفع هر دو کشور
-          مسلمان و همسایه -
آن دیگری به چشمانمان زل می زند
فریاد می زند
که آری
 فردا روزبهتریست
ای شریف ترین ملت جهان...
آخر سر هم
باران عشق می بارانند
و گلاب می گیرند
از گل های بخت برگشته کاشان

من، اما
 یادم می رود
که دیروز
 همین وقت ها بود
که یک روز بیشتر وقت داشتم
برای رسیدن به آرزوهایم

شنبه، مرداد ۲۲

از تنهایی

همه چیز سر جای خودش است
جز زغال که در یخچال
بوی گندیدن غذایی را می گیرد
که برای دو نفر بود

دوشنبه، مرداد ۱۰

آغ رنگ نیست، سپید اما

من خواب آلوده ی خواب چشمانت
خوابم نمی برد
در شهر بی خوابی و
خواب های تکه تکه
خوابنما شده ام
در مست ترین شب خوابزدگان
تو، ای سر درد من
شراب من
شراب من  را با تو به دار آویختند
مردمی از جنس شب
از جنس خواب
از جنس سردرد های تکه تکه
آمدکار بود یا تصادف
خوردیم
مردیم
به سلامتی خوابیدن
 خواب مارا نمی برد 
اما
انگار
امشب...