سر ساعت دو
به وقت اخبار نیم روزیست
که ساعت دو می شود و
یکی می میرد و یکی دیگر
امضا می کند قراردادی را
به نفع هر دو کشور
- مسلمان و همسایه -
آن دیگری به چشمانمان زل می زند
فریاد می زند
که آری
فردا روزبهتریست
ای شریف ترین ملت جهان...
آخر سر هم
باران عشق می بارانند
و گلاب می گیرند
از گل های بخت برگشته کاشان
من، اما
یادم می رود
که دیروز
همین وقت ها بود
که یک روز بیشتر وقت داشتم
برای رسیدن به آرزوهایم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر