چهارشنبه، اردیبهشت ۲۱

سیندرلای من


آواز گنجشک ها هم
اگر بیدارت کند
باز دلیل نمی شود
شاید سر ساعت دوازده بود
که ملت ما
شاه و شاهزاده اش را
بیرون کرد
و تو را با لنگه کفشت
تنها گذاشت

۲ نظر:

  1. خیلی دوست داشتم شعرت رو .. نمی دونم چرا.. یه جور همزاد پنداری کردم باش.. اصلا همین دو سطر اخر کافی بود که ادم بخواد شعرت رو بغل کنه .. یه جورِ خوبی همراه با دلتنگی.. :) راستی! ممنون به خاطر لینک :)

    پاسخ دادنحذف
  2. راستی .. این جا که می ام نمی دونم چرا ناخواسته می گردم دنبال تصویری که از گوشت پشت نتردام داشتم. شش سالم که بود عاشق کتابش بودم. همیشه به بر امدگی پشتت فکر می کردم.. کاش اون تصویر این جا بود، این بالا گوشه وبلاگت :) من عاشق این اسم وبلاگتم مستر :)

    پاسخ دادنحذف